الشيخ محمد تقي بهجت
301
جامع المسائل ( فارسي )
خلاف ، و همچنين گوسفند و مذبوح و مطبوخ كه مثل گندم و نان است در آن چه اشاره به آن شد ؛ و زوال اسم اثرى ندارد به حسب آن چه استظهار مىشود از تعلَّق اكل به حنطه ، و غلبهء اكل آن در اكل نان شدهء از آن است ؛ و اشاره و توصيف يا جمع بين آنها تأثير در تعميم و تخصيص به حسب وجودات عَرْضيّه يا يك وجود دارد ، و محل بحث ، تبدّلات طوليَه است . و همچنين اگر بگويد : « اين آرد را نمىخورم » ، اگر نان درست شد از آن حنث نيست ؛ مگر قصد عام نمايد به نحوى كه گذشت در اشتمال بر قرينه و عدم آن ، يا تقديم اشاره بشود بر توصيف با قرينهء بر تقديم . اقتصار بر آن چه قسم بر آن صادق است 10 - اگر گفت در حلف : نمىخورم گوشتى را ، با خوردن اليه ( دنبه ) حنث واقع نمىشود ، كه صدق پيه و گوشت بر آن نمىكند ؛ و هم به خوردن پيه اگر چه پيه پشت حيوان باشد حنث نمىشود ؛ و مجرّد اختلاط مجوّز نمىشود . و فرموده شده موافقت سنام ( كوهان شتر ) به اليه در فرض مذكور . و اگر قرينه اى نباشد اظهر عدم حنث [ است ] به جگر و قلب و آن چه در داخل معده است و مغز سر يا استخوانها و هر چه مسمّاى گوشت نباشد و قرينه بر ادخال آنها يا تعلَّق قصد به اعم نباشد ، بر حسب آن چه متقدّم شد . خوردن نصف متعلق قسم 11 - اگر در حلف گفت بُسر يا رطب را نخورَد ، به خوردن ديگرى حنث نمىنمايد ؛ و اگر منصّف را بخورد ( يعنى هر دو نصف يا خصوص آن نصف را كه حلف بر ترك اكل آن كرده است ) در هر دو فرض حنث واقع مىشود بنا بر اظهر مگر با قرينه يا قصد خلاف ؛ و خوردن نصف مخالف حلف ، حنث نيست . و اگر « تاء » وحدت متّصل كرد و رطبة يا بُسرة گفت ، اظهر عدم حنث به نصف است اگر چه نصف رطب تام باشد .